مرتضى راوندى
51
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
بودند ؛ و وى به سبب سعى شاهان صفويّه در ترويج مذهب تشيع ، در اوايل عمر به ايران آمد و در مشهد مقيم شد . پس از فتنهء ازبكان ، در قزوين پناه جست و سپس شاه عبّاس او را به اصفهان آورد ، پس از اتمام مسجد و مدرسه شيخ لطف اللّه ، در آنجا به امامت و تدريس مشغول شد و شاه در حقّ وى مقررى تعيين نمود « 1 » حمله و كشتار عثمانيها در جريان فتح قسطنطنيّه يكى از وقايع تاريخى اين ايام كه ريشه و بنيان مذهبى داشته ، حمله تركان عثمانى به قسطنطنيه است كه اجمالا به خصوصيات آن اشاره مىكنيم : در نامهيى كه سلطان محمّد فاتح راجع به چگونگى فتح قسطنطنيّه در سال 857 به پادشاه ايران ( ظاهرا نامه به سلطان حسين بايقرا نوشته شده است ، زيرا مخاطب نامه معلوم نيست ) نوشته ، نويسنده شمّهيى از مظالم و بيدادگريهاى تركان عثمانى را بر مسيحيان به رشتهء تحرير كشيده است : « . . . روز سهشنبه بود ، يكباره از خشكى و دريا همچون نجوم سماء ، رجوما للشيّاطين هجوم نمود . . . باد صولت باهره . . . بر خرمن جمعيت اعداى دين وزيدن گرفت و خادمان دست غارت به خانمان و اموال و اطفال ايشان زدند و از اناث و ذكور هركه زنده ماند ، در سلسلهء رقيت كشيدند و از خزاين دفاين و عروض و اقمشه هرچه كه بود ، تالان ( يعنى غارت ) كردند . قوانين منسوخ اهل طغيان با نواسخ شرع اهل ايمان فروماند و كوس شرع محمّدى ، بر منارههايى كه ناقوس زدندى ، آوازهء تكبير و تهليل برداشته و معابد عبده اوثان را مساجد اهل ايمان ساخته . از سعى ما بهجاى صليب و كليسيا * در دار كفر مسجد و محراب و منبر است آنجا كه بود نعرهء ناقوس راهبان * اكنون خروش نعرهء اللّه اكبر است . . . » « 1 » تعصّب مذهبى در ايران تعصّبهاى بيمعنى و جاهلانه ، كه تخم آن در عهد آل بويه كاشته شده بود ، در زمان صفويّه با خونهايى كه شاه اسماعيل اوّل براى تحميل مذهب تشيّع در آذربايجان و ديگر نقاط ايران به زمين ريخت آبيارى گرديد . چنان كه قبلا گفتيم : در عهد مغول و تيموريان ، تحميلات مذهبى نقصان يافت . نمونهيى از اين اغماض و تساهل دينى را كلاويخو كه قبل از روى كار آمدن صفويّه در سال 1403 به بعضى از شهرهاى شمالى ايران سفر كرده است ، در كتاب خود مىنويسد : « در مشهد به آنها ( يعنى اروپائيان ) اجازه داده شد ، آزادانه
--> ( 1 ) . اسناد تاريخى ، مؤيّد ثابتى ، ( از نامهء سلطان محمّد ) ، ص 404 .